نمونه هایی از موسیقی های برگردان که از انتها به ابتدا پخش می گردند، خدمت شما تقدیم می گردندتا بیشتر با این مقوله آشنا گردید. با پخش این آثار، ابتدا قسمتی از اصل آهنگ را می شنوید و سپس برگردان هریک به سمع شما می رسد. متن شعر اصلی و برگردان، برای درک بهتر، در هر صفحه گذاشته شده است. منتظر نظرات شما در قسمت نظرات هستیم.
نمونه ۱ - حالم بده ... حالم بده ...
نمونه ۲ - نگو یه روز میری و پیشم نمیای دیگه ...
نمونه ۳ - مگه جردن چی داره ...
نمونه ۶ - یا تو یا هیچ کس دیگه ...
نمونه ۸ - پیر و جوون گل میریزن ...
نمونه ۹ - بزن بریم به سرعت برق و باد ...
نمونه ۱۰ - دوباره ترس، دوباره شوق پرواز ...
سنگ شدگان ![]()

حکایت شهر پمپیی حکایت هولناک و باور نکردنی از یک فاجعه عظیم و کم سابقه طبیعت میباشد . گویی طبیعت میخواهد هنر خود را به شکلی عجیب برای نسل امروز بیادگار بگذارد . تا امروز مجسمه های زیادی توسط انسان از خاک طبیعت ساخته شده است, اما مطلب امروز حکایت معکوس این روند را برای شما بدنبال دارد. یعنی ساختن مجسمه های انسان توسط طبیعت . اینبار طبیعت با ذوق دلخراش و از خاک خود انسانهایی را مجسمه کرده است که وقتی به انها نظر می اندازید, حس وحشتناکی تمام وجود شما را تسخیر می کند .
در اوت 1991 جزئیات فاجعه ای که 1900 سال قبل شهر باستانی " پمپیی " را که یکی از مشهورترین و جالبترین مکانهای باستان شناسی بود , مشخص شد . باستان شناسانی که این شهر قدیمی را کشف کردند از جزئیات فاجعه ای که در روزهای 25 و 26 اوت سال 79 بعد میلاد باعث نابودی این شهر شد, باخبر شدند . انها 23 میلیون دلار بودجه در اختیار داشتند تا لایه های سنگ و خاک را از روی خرابها کنار بزنند, اما در حین حفاری به لایه ضخیمی از خاکستر سخت برخوردند که مسیر کاوشها را تغییر داد . خاکستر اتشفشان " پمپیی " خدمت مهمی به باستان شناسان کرده بود . این خاکستر بسیاری از قربانیان فاجعه را در خود محصور کرده و بعد سخت شده بود و هنگامیکه بدن قربانیان متلاشی شد, حفره ای درست به شکل و شمایل قربانیان برجا مانده بود , درست مثل قالبی اماده که در انتظار ریختگری برای شکل دادن اشیاء اماده شده , دریغا که طبیعت بی رحم با وحشیگری عجیبی به شهر تاخته بود و برای اینکه هنر و قدرت خود را برای نسل اینده به یادگار بگذارد, توسط خاکستر سوزان که به ارامی سرد شده بود قالبهای را برای اینده اماده کرده بود . دقیقا" مثل تابلوی نقاشی که خاکستر روی ان نشسته است . اما نقاش برای مدل خود شهری را انتخاب کرده و به جای رنگ از انسانهای بی نوایی که در شهر زندگی میکردند .!! متخصصان با استفاده از این حفره ها توانستند قالبهای دقیقی از شکل و شمایل شهروندان نگون بخت " پمپیی " به دست اورند . متخصصان با استفاده از شیوه های جدید مخلوطی از سیمان و بوکسیت را بدرون هر حفر ای که تصور می شد اسراری

عکسها:![]()
لینکها:![]()
ادامه مطلب...
گفتگو با استاد

روزي غرق در فكر خود را در دياري يافتم دوردست و غريب
ديدم كامل مردي در كنار من است ....
با نگاهي مهربان
به نرمي از من پرسيد:" چرا اينطور گرفته اي؟"
گفتم:
فكرم پريشان است.
گفت:"شايد از من كمكي ساخته باشد."
گفتم:
به دنبال حقيقت ميگردم.
گفت:
"در خود فرو رو كليدش را در قلبت ميابي."
چگونه؟
"خيال هايت را كنار بگذار
و
نيتت ر ا خالص كن
آن وقت حقيقت در قلبت ميتابد."
پرسيدم:
از كجا بدانم حقيقت است كه ميتابد؟
پاسخ داد:
"در اين مرحله
اوليا وپيامبران را همه بر حق ميبيني
و تفاوت بين اديان نميگذاري
يعني به مرحله خود شناسي گام نهاده اي."
مرحله ي خود شناسي؟
"در اين مرحله ميداني كه
از كجا امده اي
چرا به اين دنيا آمده اي
در اينجا چه بايد بكني
وبعد به كجا ميروي."
گفتم:
نميدانم در اينجا چه بايد بكنم؟
گفت:
به وظايفمان عمل كنيم
به ديگران خير برسانيم
و بكوشيم انسان واقعي باشيم."
انسان واقعي؟
"بله, كسي كه
به راستي دلسوز, نيك خو و نيك خواه باشد
از شادي ديگران شاد شود
و از غمشان غمگين
و در پي ياري به ديگران باشد."
چگونه؟
با ديگران همان باش
كه ميخواهي با تو باشند
و هر چه بر خود نمي پسندي
بر ديگران مپسند."
گفتم:
گفتنش اسان است...
او ادامه داد:
"...اما به كار بستنش دشوار."
گفتم:
نشيب و فراز زندگي
گاهي عرصه را بر من تنگ مي كند
و مطمئن نيستم که روزي به سعادت
واقعي برسم
گفت:
"در راه حقيقت
سعادت واقعي
بازگشت به سرمنزل ازلي است"
سر منزل ازلي؟
بازگشت به همان جايي كه از آن آمده ايم
اما داناتر و مهربان تر."
فكري كردم و پرسيدم
اين همه را از كجا ميدانيد؟
لبخندي زد و گفت:
"عمرهايي تحقيق و تجربه"
....ممنونم
حالم خيلي بهتر شد
اما شايد باز سئولاتي داشته داشته باشم
مي شود دوباره شمارا ديد؟
با لبخندي مهربان
دستي بر شانه ام گذاشت و گفت:
"هر وقت كه بخواهي!!!
من هميشه هستم"
کلیپ سحر آمیز و آرامش بخش گفتگو با استاد با دو پس زمینه موسیقی

جنازه دختری که بعد از ۱۲۷ سال سالم مانده است!
با اینکه این خبر جدید نیست
اما دلم می خواهد برای یاد آوری در سایتمان قرار دهم
ما در میان مسلمانان نیز افراد متعددی را داشته ایم که بعد از مرگ وقتی از میان قبر بیرون آورده شده اند...
هنوز سالم و معطر بوده اند
میدانید راز این ماندگاری
که به مذهب و دین خاصی مربوط نیست چه می باشد؟
عشق الهی
تنها راز آن عشق الهیست
عشقی که بی چشمداشت
فقط بر اساس رضایت الهی
و برای یاری رساندن به آفریدگان خدا باشد
عشقی که
برای الهی شدن
برای هدایت
برای رشد یافتن
و برای عاشق شدن تمام انسانها
می کوشد
و دائم دعا می کند
عشقی که
از دیدن چشمان اشکبار کودکی یتیم
چشمانش بارانی می شود
عشقی که
از رنج دیگران رنج می کشد
و از شادی دیگران شاد می شود
عشقی که زنجیره اتصال روحانی اش را
با تمام مخلوقات عالم
از دریچه خدائیش
متصل می دارد
عشقی که
خدایی می بیند
خدایی می شنود
خدایی احساس می کند
خدایی زندگی می کند
خدایی می میرد
و خدایی یاد می شود
برای ابدیت
خدایا چنان کن که پایان کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
پس از گذشت ۱۲۷ سال مقامات کلیسایی که وی در آنجا دفن شده بود، بدن او را بیرون آوردند و دیدند که جنازه اش نپوسیده است و این محل امروز محل زیارت مسیحیان شده است.
سینه برنادت دختری از روستاهای فرانسه و از خانواده ای فقیر بود که مدعی شد مریم مادر مسیح را می بیند و با او گفتگو می کند.
عده ای به او ایمان آورده و عده ای دیگر او را دروغگو خواندند
ولی حرف های برنادت که از طرف مریم مقدس بیان می کرد
و به همه مردم روی زمین پیامهای خوب زیستن را ابلاغ می نمود
حتی اسقف کلیسای آن جا را نیز بر آن داشت تا به برنادت ایمان آورد.
برنادت در طول زندگیش معجزات بسیاری از جمله شفای بیماران لاعلاج انجام داد
و سرانجام در سال ۱۸۷۹ درگذشت.
پس از گذشت ۱۲۷ سال، مقامات کلیسایی که وی در آنجا دفن شده بود، بدن او را بیرون آوردند و دیدند که جنازه اش نپوسیده است
و این محل امروز محل زیارت مسیحیان شده است.

جنازه این خانم روحانی در حال حاضر در کلیسای St. Gildard در Nevers فرانسه نگهداری میشود.
نام وی Sister Marie Bernard بود
بعد از سه بار کالبد شکافی و نمونه برداری از اجزای بدن او محققان و پزشکان گفتند که علت ماندگاری بدن او و سالم ماندن کلیه اجزای بدنش (ماهیچه ها -اسکلت -و اجزای داخلی بدن )نوعی نمک کلسیم و نیز نوعی کپک هست که مانند لایه ای کل بدن او را پوشانده بود
و با اینکه جنازه بار اول (1909)توسط راهبه ها شسته شده و لباسهایش تعویض شده باز هم تا سال 1925 که آخرین کالبد شکافی انجام شد جنازه سالم ماند ه بود
و هیچ نوع اثری از بوی بد یا پوسیدگی مشاهده نشد.
آخرین گزار شی که در مورد آن نوشته شده این پدیده را امری غیر عادی ذکر کردند.

یک پدیده غیر عادی که آمیخته با روایات عجیب و غریب محلی بود, باعث شد تا توجه دانشمندان روسی را بسوی یک چاه بی انتها در جمهوری" اذربایجان " جلب نماید . دیواره ان چاه نور ابی رنگ مبهمی را انتشار میداد و صداهای عجیب و غریب زوزه یا سوت مانند از داخل ان بگوش میرسید
ادامه مطلب...
تاریخچه ساختمان اهرام و بخصوص هرم بزرگ, داستانی دلپذیر و سرشار از شگفتیهاست و این داستان مشروحتر از ان است که بتوان انرا در یک یا دو مطلب جای داد . بنابر این انچه را که با هم مرور خواهیم کرد تنها نکات برجسته ای از این افسانه حیرت انگیز میباشد

ادامه مطلب...
اين پرسش از دير زمان در محافل ديني وفلسفي مورد توجه بوده است وهر گروه ونحله اي تعريف خاصي رابه عنوان پاسخ مطرح كرده اند .بعضي گفته اند: خدا پدر آسماني است، برخي خدا را نيروي طبيعت دانسته اند گروهي او را نور ناميده اند، كليسا علت العلل جهان اسم گذاري كرده، برخي خدا را در ميان علل موجود جست وجوكرده اند، بعضي او را زاده انديشه سرمايه داران و ترياك مخدر بشر معرفي كرده اند، جمعي رنگ بشري به وي داده اند و گروهي نيز او را مولود جهل وترس بشر تلقي كرده اند .
هركسي از ظن خود شد يار من
وزدرون من نجست اسرار من
ادامه مطلب...











ورود به بخش فارسی


ادامه
اخبار علمی